شناسنامهای که نباید پاک شود؛ احیای هویت محلات در مهندسی آینده نقاب
هادی آریانا: شهر نقاب حاصل یک ادغام اداریِ بیروح نیست، برآیندی از تلاقی تاریخ و جغرافیاست؛ موزاییکی زنده که از به هم پیوستن زیستبومهای اصیل و ریشهداری همچون روستاهای کلاته آقا محمد، نقاب،...
هادی آریانا: شهر نقاب حاصل یک ادغام اداریِ بیروح نیست، برآیندی از تلاقی تاریخ و جغرافیاست؛ موزاییکی زنده که از به هم پیوستن زیستبومهای اصیل و ریشهداری همچون روستاهای کلاته آقا محمد، نقاب، ملایجرد، سردارآباد، شمسآباد و قدرآباد شکل گرفته است. با این حال، در روند شتابزدهی شهر شدن اغلب حفظ ذات و هویت این هستههای اولیه به فراموشی سپرده میشود.
شهری که هویتش را در فرآیندِ توسعه گم کند، موجودی بیروح است که پیوندش با حافظه جمعی مردمانش گسسته شده است.
ساکنان هر نقطه شهر ، تاریخ و تبار خود را در شناسنامه، در نام خانوادگیشان با خود حمل میکنند؛ پیوندی میان انسان و مکان که مایه مباهات و هویتبخشی به آنان است.
وقتی نام محلهای که اجداد یک شهروند عمری را در آن گذرانده از نقشههای رسمی حذف شود، گویی بخشی از شناسنامه فرهنگی او پاک شده است.
تجربه کلانشهرهایی نظیر مشهد آموخته که ماندگاریِ نام روستاهای کهن در بطن ساختار شهری مانند سناباد یا نوغان، نه یک دغدغه نوستالژیک، بلکه راهکاری برای تثبیت غنای فرهنگی و حفظ پیوستگی تاریخی است.
برای آنکه نقاب به شهری با هویتِ پایدار بدل شود، بازگشت به ریشهها در سه سطحِ عملیاتی یک ضرورت است:
۱. رسمیتبخشی به هویت در آدرسدهی های پستی:
بلوار اصلی که ستون فقرات شهر را میسازد و قالب محلات در اطراف ان واقع شده اند میتواند برای محلات نقاب، ملایجرد ، شمس آباد و قدر آباد بر اساس محدود گذشته روستا تقسیم و به اسم محله (بلوار ملایجرد ، بلوار شمس آباد) نامگذاری شود
و یا هفت ناحیه شهری را (شش محله برآمده از روستاهای کهن و ناحیه هفتم شامل شهرک جنوبی و بلوار گلستان) به نام محله ها مانند ، ناحیه کلاته آقا محمد، ناحیه سرد ار آباد نامیده و ثبت شود.
نامها نباید تنها بر پیشانی تابلوهای شهری باشند، بلکه باید در تمامی سامانههای پستی، نقشههای جامع شهری و مکاتبات اداری رسمیت یابند تا نشانی هر شهروند، بازتابی از شناسنامه تاریخی زیستگاهش باشد.
۲. نمادسازی و المانهای فرهنگیِ اختصاصی:
مدیریت شهری نباید فضاهای عمومی را با المانهای تکراری و بیارتباط با بستر تاریخی و صرفا کشوری پر کند. هر محله باید از طریق نمادهای بصری که بازتابدهنده پیشینه کشاورزی، مذهبی، مشاهیر یا ویژگیهای اقلیمی همان محدوده است، تعریف شود. میدانها و گذرهای هر محله باید راوی داستان اختصاصی همان بخش از شهر باشند تا اصالت در سیمای شهر تجلی یابد.
۳. تقویت تعلق خاطر و مشارکت اجتماعی:
هنگامی که شهروند، محله خود را با نامی که ریشه در هویت خانوادگیاش دارد بشناسد، پیوند عاطفی عمیقتری با فضای شهری برقرار میکند. این تعلق، موتور محرک مشارکت فعال در مدیریت شهری است. وقتی فرد بداند در کدام بافتِ تاریخی زندگی میکند، ناخودآگاه خود را مسئول حراست از اصالت آن خواهد دانست.
نقابِ امروز، مجموعهای از پارهسنگهای جدا نیست، بلکه تابلویی غنی از بافتهای اصیل است. بیایید با احترام به این نامها و حفظ این نشانهها، به نقاب شخصیتی مستقل ببخشیم؛ چرا که شهری بدون گذشته، آیندهای پایدار نخواهد داشت.